محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

62

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

اقعس : كناره بگير . الأهبة : سازوبرگ ، آمادگى . شمّر : تلاش و پشتكار داشته باش . المترف : نازپرورده ، مرّفه . السابق : پيشينه . الباسق : بلند . متماديا : مستقيم به جلو رفت و به هيچ چيزى توجه نكرد . الغرّة : در حالت مكسور بودن حرف « غ » به معناى غفلت است و در حالت ضمه داشتن « غ » به معناى سفيدى پيشانى است . المرين على قلبه : كسى كه گناهان بر قلبش چيره شده است . شدخا : شكستن و درهم كوبيدن . استحدثت : بدعت آوردى . المنهاج : راه‌وروش . حائده : منظور از « حائده » در اين نامه پيمان‌شكن است . ساختار ادبى إنه : ضمير شأن است و به مرجع ضمير نياز ندارد . واقف : اسم « يوشك » است و « أن يقفك » كه تأويل به مصدر مىرود ، خبر مقدم آن است . فاعل « يقفك » ضمير مستتر « هو » كه به « واقف » برمىگردد . چون « واقف » اسم مؤخر « يوشك » است و در اصل جمله چنين بوده است : « يوشك واقف أن يقفك »